به گزارش سلامت نیوز به نقل از سالم خبر، کمبود اخیر کلوپیدوگرل فقط یک مشکل مقطعی در بازار دارو نیست؛ نشانهای از فشار جدی بر اقتصاد تولید داخلی است. در بازاری با مصرف ماهانه نزدیک به ۸۳۰ هزار بسته، حتی اختلال محدود در تولید داخل میتواند به سرعت به کمبود محسوس در داروخانهها تبدیل شود.
کمبود کلوپیدوگرل، داروی پرمصرف پیشگیری از تشکیل لختههای خون بیش از آنکه نشانه ناتوانی تولید داخل باشد، نتیجه بیتعادلی در اقتصاد تولید، قیمتگذاری و پوشش بیمهای است.
۱. بازاری بزرگ که اختلال در آن سریعاً به کمبود تبدیل میشود
کمبود اخیر کلوپیدوگرل را نباید صرفاً به ناتوانی تولیدکنندگان داخلی در تأمین بازار تقلیل داد. بازار این دارو در ایران بازاری گسترده و مستمر است؛ میانگین مصرف ماهانه آن نزدیک به ۸۳۰ هزار بسته برآورد شده و به طور معمول، حدود نیمی از این نیاز توسط تولیدکنندگان داخلی تأمین میشده است.
بنابراین هرگونه اختلال در تأمین داخلی، حتی اگر محدود به چند تولیدکننده باشد، میتواند به سرعت به کمبود محسوس در سطح داروخانهها تبدیل شود. کلوپیدوگرل از آن دسته داروهایی نیست که کاهش عرضه آن صرفاً یک مشکل تجاری برای شرکتها باشد. این دارو برای بیماران قلبیعروقی، بهویژه بیماران پس از مداخلات قلبی، اهمیت درمانی قابل توجهی دارد و اختلال در دسترسی پایدار به آن میتواند پیامدهای بالینی و اقتصادی جدی برای نظام سلامت ایجاد کند.
۲. ریشه کمبود؛ فشار همزمان نقدینگی، هزینه تأمین و قیمتگذاری
مسئله اصلی این است که تولید دارو در چنین بازاری صرفاً تابع ظرفیت فنی کارخانهها نیست؛ بلکه به نقدینگی، دسترسی به مواد اولیه، هزینه حملونقل، قیمتگذاری و پیشبینیپذیری سیاستهای تنظیمگر وابسته است.
از دی ماه 1404 و پس از اتخاذ سیاست ارز تک نرخی، مجموعهای از عوامل از جمله فشار نقدینگی، چالشهای حملونقل، افزایش چندبرابری نرخ خرید مواد مؤثره، مواد جانبی و اقلام بستهبندی و در نهایت زیانده شدن تولید، توان تولیدکنندگان داخلی را برای حفظ سطح عرضه قبلی کاهش داده است. در چنین شرایطی، کاهش عرضه نه یک اتفاق غیرمنتظره، بلکه نتیجه طبیعی بیتعادلی در اقتصاد تولید داروست.
۳. وقتی تولید زیانده میشود، تأمین پایدار هم تضعیف میشود
وقتی قیمتگذاری یک داروی پرمصرف بهگونهای انجام میشود که منطق اقتصادی تولید را از بین میبرد، انتظار استمرار تأمین در سطح بالا واقعبینانه نیست. تولیدکننده داخلی در عمل با افزایش هزینههای ورودی مواجه میشود، اما امکان تعدیل متناسب قیمت محصول را ندارد.
نتیجه این وضعیت، کاهش انگیزه تولید، محدود شدن تیراژ، تأخیر در تأمین مواد اولیه و در نهایت اختلال در بازار است. بنابراین حمایت از تولید داخل در این حوزه، حمایت از یک صنعت صرف نیست؛ بخشی از سیاست دسترسی پایدار به درمان محسوب میشود.
۴. راهحل؛ اصلاح همزمان قیمت، بیمه و سیاست تأمین
راهحل منطقی، طراحی یک بسته حمایتی همزمان است. نخست، قیمت تولید داخل باید متناسب با تغییرات واقعی هزینه تولید بازنگری شود تا تولیدکننده دیگر در نقطه زیاندهی قرار نگیرد. دوم، این افزایش قیمت نباید مستقیماً به بیمار منتقل شود؛ بلکه باید با افزایش متناسب پوشش بیمهای همراه باشد.
سوم، سازمان غذا و دارو باید نقش فعالتری در مذاکره با شورای عالی بیمه ایفا کند تا اصلاح قیمت دارو با اصلاح پوشش بیمهای همزمان شود. در واقع، اگر قیمت تولید داخل اصلاح شود اما بیمهها پوشش خود را افزایش ندهند، پرداخت از جیب بیمار بالا میرود. اگر پوشش بیمهای افزایش یابد اما اقتصاد تولید اصلاح نشود، تأمین پایدار شکل نمیگیرد. بنابراین مسئله کلوپیدوگرل نیازمند مداخله هماهنگ میان سیاست قیمتگذاری، بیمه و تولید است.
۵. جمعبندی؛ حمایت از تولید داخل، ضرورت سیاستگذاری دارویی است
حمایت از تولیدکنندگان داخلی باسابقه، بهویژه در دارویی با مصرف ماهانه چند ده میلیون عدد، باید اولویت سیاستگذار باشد. این حمایت به معنای افزایش بیضابطه قیمت نیست، بلکه به معنای واقعیسازی اقتصاد تولید، حفظ انگیزه عرضه، جلوگیری از کمبود و کاهش نیاز به واردات فوریتی گرانقیمت است.
تجربه اخیر نشان داد که اگر سیاستگذار بهموقع هزینههای تولید را شناسایی نکند و مسیر اصلاح قیمت و پوشش بیمه را همزمان فعال نکند، بازار ناگزیر به سمت راهحلهای اضطراری حرکت میکند؛ راهحلهایی که معمولاً گرانتر، ناپایدارتر و پرهزینهتر برای بیمار و نظام سلامت هستند؛ بنابراین حمایت از تولید داخل کلوپیدوگرل، نه صرفا یک سیاست صنعتی، بلکه یک ضرورت سیاستگذاری دارویی است. در صورت ادامه روند فعلی سرکوب قیمت ها توسط سازمان غذا و دارو در کنار پافشاری نهادهای ناظر بر این مسئله، وقوع کمبودهای گسترده تر کلوپیدوگرل در 3 ماه آینده دور از انتظار نخواهد بود.

نظر شما